|
|
|
|
ماهنامه بوم - BOOM نخستین ماهنامه الکترونیکی فارسی زبان در زمینه گرافیک دیجیتال و هنر مفهومی (concept art) است که قصد دارد با ترجمه مطالب منابع خارجی در رابطه با گرافیک دیجیتال و هنر مفهومی سطح دانش و توانایی های کاربران فارسی زبان علاقه مند به این رشته ها را افزایش دهد. -ماهنامه گرافیک دیجیتال و هنر مفهومی BOOM - شماره شش
-ماهنامه گرافیک دیجیتال و هنر مفهومی BOOM - شماره هفت
-ماهنامه گرافیک دیجیتال و هنر مفهومی BOOM - شماره هشت
------------------------------------------------------
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 14:41 توسط سپهر
|
|
||
|
|
|
|
جلال آل احمد در يازدهم آذرماه ١٣٠٢ در خانوادهای مذهبی-روحانی به دنيا آمد. دوران کودکی و نوجوانی جلال در نوعی رفاه اشرافی روحانيت گذشت. پس از اتمام دوران دبستان، پدر جلال به او اجازهی درس خواندن در دبيرستان را نداد. اما او که همواره طالب و جويای حقيقت بود به اين سادگی تسليم خواست پدر نشد. «دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت سازی، بعد سيمکشی برق، بعد چرم فروشی و از اين قبيل ... و شبها درس. با در آمد يک سال کار مرتب، الباقی دبيرستان را تمام کردم. بعد هم گاهگداری سيمکشیهای متفرقه. بردست «جواد»؛ يکی ديگر از شوهر خواهرهام که اين کاره بود. همين جوریها دبيرستان تمام شد و توشيح «ديپلمه» آمد زير برگهی وجودم ...»
در سالهای آخر دبيرستان است، که جلال با کلام کسروی و شريعت سنگلجی، آشنا میشود و همين مقدمهای میشود برای پيوستن وی به حزب توده. در سال ١٣٢٢ وارد دانشسرای عالی تهران میشود و در رشتهی ادبيات فارسی به تحصيل میپردازد. در ۱۳۲۳ به حزب توده پیوست و سه سال بعد در انشعابی جنجالی از آن کناره گرفت. نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرده بود. او که تاثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهشهای مردم شناسی، سفرنامهها و ترجمههای متعددی نیز پرداخت. شاید مهمترین ویژگی ادبی آل احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونههای خوب آن را در سفرنامههای او مثل «خسی در میقات» و یا داستان-زندگینامهٔ «سنگی بر گوری» میتوان دید. وی در جوانی عضو حزب توده بود و با نشریه مردم ارگان این حزب همکاری داشت بعد از واقعهٔ آذربایجان همراه با خلیل ملکی و گروهی دیگر از آن حزب جدا شد. در سال ١٣٢٦ دومين کتاب خود به نام «از رنجی که میبريم» را چاپ میکند که حاوی قصههای شکست مبارزاتش در حزب توده است. انشعاب وی از حزب توده هم در همين سال اتفاق میافتد. پس از اين انشعاب است که برای مدتی به قول خودش ناچار میشود به سکوت که البته سکوت وی به معنای نپرداختن به سياست و بيشتر قلمزدن است. آلاحمد در ۱۳۲۷ در اتوبوس اصفهان به تهران با سیمین دانشور، که او نيز دانشجوی دانشکدهی ادبيات داستاننویس و مترجم بود، آشنا شد و در ۱۳۲۹ با وی ازدواج کرد « ...و زنم سيمين دانشور که میشناسيد؛ اهل کتاب و قلم و دانشيار رشتهی زيبايیشناسی و صاحب تأليفها و ترجمههای فراوان، و در حقيقت نوعی يار و ياور قلم. که اگر او نبود چه بسا خزعبلات که به اين قلم در آمده بود. (و مگردر نيامده؟) از ١٣٢٩ به اينور هيچ کاری به اين قلم منتشر نشده که سيمين اولين خواننده و نقادش نباشد ...» . پدر آلاحمد با ازدواج او با دانشور مخالف بود و در روز عقد به قم رفت و سالها به خانه آنها پا نگذاشت. با قضيهی ملی شدن نفت و ظهور جبههی ملی و دکتر مصدق است که جلال دوباره به سياست روی میآورد. وی عضو کميته و گردانندهی تبليغات «نيروی سوم» –که يکی از ارکان جبههی ملی بود– میشود. وی در [[٩ اسفند ١٣٣١]]، با عدهی ديگری از «نيروی سومیها» بعد از اطلاع از محاصرهی منزل دکتر مصدق فورا ً به آنجا میرود و در مقابل منزل دکتر مصدق به دفاع از او سخنرانی میکند؛ اشرار قصد جان او را میکنند و او زخمی میشود. در اردیبهشت ١٣٣٢ به علت اختلاف با رهبران نيروی سومیها از آنها هم کناره میگيرد. دو کار ترجمهی وی، «بازگشت از شوروی» ژيد و «دستهای آلوده» سارتر، مربوط به همين سالها است. پس از کودتای ٢٨ مرداد، که ضربهی سنگينی بر پيکر آزادیخواهان و مبارزين با استبداد بود، آل احمد نيز دچار افسردگی شديدی گرديد. در اين سالها وی کتاب خود را تحت عنوان «سرگذشت کندوها» که کنايه از شکست جبههی ملی و برد کمپانیهای نفتی است، به چاپ میرساند. اين شکست سياسی، دوباره جلال را به يک دورهی سکوت میبرد و او به دور از تمام هياهوهای سياسی سعی به از نو شناختن خود میکند. « ... فرصتی بود برای به جد در خويشتن نگريستن و به جستجوی علت آن شکستها به پيرامون خويش دقيق شدن. و سفر به دور مملکت. و حاصلش اورازان، تاتنشينهای بلوک زهرا و جزيرهی خارک ...» که البته «مدير مدرسه» هم مربوط به همين سالها است. يکی از دغدغههای اصلی ذهن جلال دراين سالها تضاد بنيادهای سنتی جامعه و همچنين مستعمره شدن و مصرفزده شدن فرهنگ ايرانی است، که همين تفکرات او را به سمت خلق شاهکاری چون «غربزدگی» میکشاند. خود او غربزدگی را نقطهی عطف کارهايش میداند.
جلال آل احمد در سال ۱۳۴۱ به کشور اسرائیل سفر کرد. این سفر معترضان فراوانی داشت که از آن جمله می توان به سید علی خامنهای رهبر کنونی ایران اشاره کرد که پیش از آن هم آثار آل احمد را خوانده بود اما به گفته خودش «بیشتر به برکت مقاله ولایت اسرائیل» با او آشنا می شود و در تماسی تلفنی با آل احمد، «مریدانه» به وی اعتراض می کند. وی در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در سن چهل و شش سالگی در اسالم گیلان درگذشت. پس از مرگ نابهنگام آلاحمد، جنازهٔ وی به سرعت تشییع و دفن شد. که باعث ایجاد شایعاتی دربارهٔ سربهنیست شدن احتمالی او شد. همسر وی، سیمین دانشور این شایعات را تکذیب کردهاست . جلال آل تحمد سالهای آخر عمرش به سفرهای متعددی میرود. حاصل هر کدام از اين سفرها سفرنامهای است، که سفرنامهی حج وی تحت عنوان «خسی در ميقات» چاپ شد. او در اين اثر درونيات خود و همراهانش را در برابر يک وجود برتر با بيانی بیپروا بيان میکند. جلال آل احمد در وصیت نامه خود آورده بود که جسد او را در اختیار اولین سالن تشریح دانشجویان قرار دهند ولی از آنجا که وصیت وی مطابق شرع نبود، پیکر او در مسجد فیروزآبادی جنب بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به امانت گذاشته شد تا بعدها مقبرهای در شأن او ایجاد شود و این کار هیچگاه صورت نگرفت. -------------------------------------------------------- دانلود كتاب "مدير مدرسه" با حجم ۴۴ كيلو بايت دانلود كتاب "نفرين زمين" با حجم ۱۳۵ كيلو بايت دانلود كتاب "زن زيادي" با حجم ۱۰۰ كيلو بايت |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 12:0 توسط سپهر
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 14:44 توسط سپهر
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه یادتون باشه توی جلد آخر هری پاتر به یه کتاب اشاره میشه به نام "افسانه های بیدل قصه گو"
چند وقت پیش این کتاب چاپ شد. اخیراْ سایت دیوانه ساز (dementor.com) این کتاب رو ترجمه کرده که شامل مطالب زیر است:
برای دانلود این کتاب و اطلاعات بیشتر به این صفحه برید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 19:58 توسط سپهر
|
|
||